تو با این لبای بسته ،
تو با این دل شکسته ،
تو با این بغض قدیمی که پر و بالت و بسته ،
چرا می خندی ستاره؟!!!
تو با این سینه داقون ،
تو با این فال پریشون،
تو با این زخمهای رنگی توی این شام غریبون
چرا می خندی ستاره؟!!!
از نگاه این شب خیس دل،چرا نمی کنی تو ،
تن چرا به این سیاهی
بی گلایه می زنی تو ،
دل چرا نمی کنی تو از نگاه این شب خیس
بی گلایه جون سپردن
آخه اسمش زندگی نیست.
این شب خسته و تاریک
واسه تو خونه نمی شه
شب رفیق جاده ها نیست
موندگار واسه همیشه
تو با قلب پاره پاره
چرا می خندی ستاره؟
تو با این بغض دوباره چرا می خندی ستاره؟
نوشته شده توسط مهدی در 86/09/01 ساعت 22:35 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

روز هایی که بی تو می گذرد
گرچه با یاد توست ثانیه هاش
آرزو باز می کشد فریاد:
در کنار تو می گذشت ای کاش
فهرست اصلی
دوستان
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY