
بنشین مرو چه غم که شب از نیمه رفته است؟
بگذار تا سپیده بخندد به روی ما
بنشین ببین که دختر خورشید صبحگاه
حسرت خورد ز روشنی آرزوی ما!
بنشین مرو ، هنوز به کامت ندیده ام،
بنشین مرو ، هنوز کلامی نگفته ایم،
بنشین مرو ، چه غم که شب از نیمه رفته است؟
بنشین ، که با خیال تو ، شب ها نخفته ایم!
بنشین مرو ، که در دل شب در پناه ماه
خوش تر ز حرف عشق و سکوت و نگاه نیست.
بنشین و جاودانه به های های من گوش کن
که یک دم کنار دوست نشستن گناه نیست.
بنشین مرو ، صفای تمنای من ببین!
امشب چراغ عشق در این خانه روشن است،
جان مرا به ظلمت هجران خود مسوز،
بنشین مرو ، مرو که نه هنگام رفتن است!
نوشته شده توسط مهدی در 86/06/09 ساعت 13:8 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

روز هایی که بی تو می گذرد
گرچه با یاد توست ثانیه هاش
آرزو باز می کشد فریاد:
در کنار تو می گذشت ای کاش
فهرست اصلی
دوستان
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY