
به من یک تار مو دادی امانت
که بی تو سوز دل با او بگویم
مرا تا یک نفس در سینه باقیست
امانت دار این یک تار مویم
نه پنداری که پیمانی که بستیم
از این یک تار مو محکم نگردد
به گیسوی دلاویز تو سوگند
که یک مو از وفایم کم نگردد
تو هم ای روشنی بخش حیاتم
نمی گویم مرا پیوند جان باش
نمی گویم به دردم مرهمی ، نه
به قدر تار مویی مهربان باش
چو مو باریک باشد رشته عمر
بیا قدر جوانی را بدانیم
بیا با تار جان پیمان ببندیم
بیا تا پای جان با هم بمانیم
نوشته شده توسط مهدی در 86/05/08 ساعت 13:4 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

روز هایی که بی تو می گذرد
گرچه با یاد توست ثانیه هاش
آرزو باز می کشد فریاد:
در کنار تو می گذشت ای کاش
فهرست اصلی
دوستان
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY